چرا بعضیها سایت میزنن ولی جدی نمیگیرنش؟
بخش اول: تصور اشتباه از نقش سایت
یکی از بزرگترین دلایل جدی نگرفتن سایت، درک نادرست از کارکرد آن است.
خیلیها فکر میکنند:
سایت فقط برای اعتبار است
سایت یعنی «ما هم آنلاین هستیم»
سایت مثل بروشور دیجیتال است
در حالی که در دنیای امروز، سایت باید:
فروشنده ۲۴ ساعته باشد
ابزار جذب مشتری باشد
ابزار اعتمادسازی باشد
موتور تولید سرنخ (Lead) باشد
اگر کسی سایت را صرفاً یک ویترین بداند، طبیعتاً انرژی و زمان زیادی برای آن نمیگذارد.
بخش دوم: هیجان شروع، افت انگیزه ادامه
در ابتدای راهاندازی سایت، هیجان بالاست.
لوگو طراحی میشود
قالب انتخاب میشود
عکسها بارگذاری میشود
اما بعد از راهاندازی، واقعیت شروع میشود:
باید محتوا تولید شود
باید سئو انجام شود
باید تحلیل داده انجام شود
باید تبلیغات مدیریت شود
و اینجاست که بسیاری عقب میکشند.
چرا؟
چون سایت نتیجه فوری نمیدهد.
شبکههای اجتماعی ممکن است در چند روز بازخورد بدهند.
اما سایت نیاز به زمان، استراتژی و استمرار دارد.
بخش سوم: انتظار درآمد سریع
بعضی افراد با این ذهنیت سایت میزنند که:
«سایت بزنم، خودش مشتری میاره.»
وقتی بعد از یک یا دو ماه فروش خاصی اتفاق نمیافتد، نتیجه میگیرند:
سایت جواب نمیدهد
بازار اشباع است
هزینهاش بیفایده بود
در حالی که سایت مثل یک زمین کشاورزی است؛
اگر بکارید، مراقبت کنید و صبر داشته باشید، محصول میدهد.
بخش چهارم: نداشتن استراتژی مشخص
یکی از مهمترین دلایل جدی نگرفتن سایت، نداشتن برنامه است.
سؤالاتی که معمولاً بیپاسخ میمانند:
هدف سایت دقیقاً چیست؟
قرار است فروش مستقیم ایجاد کند یا سرنخ جمع کند؟
مخاطب هدف کیست؟
مسیر کاربر در سایت چگونه طراحی شده؟
وقتی استراتژی وجود نداشته باشد، سایت تبدیل میشود به مجموعهای از صفحات پراکنده.
بخش پنجم: مقایسه نادرست با شبکههای اجتماعی
امروزه بسیاری از کسبوکارها تمرکز خود را روی اینستاگرام یا پیامرسانها میگذارند.
چون:
تعامل سریعتر است
بازخورد فوری میگیرند
تولید محتوا سادهتر به نظر میرسد
اما مشکل اینجاست:
شبکههای اجتماعی ملک شما نیستند.
سایت، دارایی دیجیتال شماست.
وقتی کسی سایت را جدی نمیگیرد، در واقع دارایی بلندمدت خود را نادیده گرفته است.
بخش ششم: ترس از تکنیکال بودن سایت
برخی صاحبان کسبوکار فکر میکنند:
مدیریت سایت پیچیده است
سئو خیلی تخصصی است
تحلیل داده سخت است
در نتیجه به جای یادگیری یا برونسپاری، سایت را رها میکنند.
بخش هفتم: نداشتن تیم یا نیروی متخصص
خیلی وقتها مشکل انگیزه نیست؛
مشکل تخصص است.
یک سایت حرفهای نیاز دارد به:
تولیدکننده محتوا
متخصص سئو
طراح گرافیک
مدیر تبلیغات
تحلیلگر داده
وقتی همه این کارها روی دوش یک نفر باشد، خستگی و رها کردن طبیعی است.
بخش هشتم: نداشتن سیستم اندازهگیری
اگر ندانید:
چند نفر وارد سایت شدند
از کجا آمدند
کجا خارج شدند
چه صفحهای بیشترین فروش را داشته
طبیعی است که سایت را جدی نگیرید.
چون اثر آن را نمیبینید.
دادهها انگیزه میسازند.
بخش نهم: سایت بدون محتوا مثل مغازه بدون فروشنده
خیلی از سایتها بعد از راهاندازی، دیگر آپدیت نمیشوند.
نه مقاله جدید
نه محصول جدید
نه بهینهسازی
کاربر وقتی وارد چنین سایتی میشود، حس میکند کسبوکار فعال نیست.
و این دقیقاً همان چرخهای است که باعث کاهش انگیزه صاحب سایت هم میشود.
بخش دهم: باور اشتباه «مشتری از جای دیگری میآید»
بعضی کسبوکارها میگویند:
«مشتریهام از معرفی میان.»
«اکثراً از اینستاگرامن.»
«نیازی به سایت فعال ندارم.»
اما سؤال اینجاست:
اگر فردی که شما را نمیشناسد اسمتان را سرچ کند و سایت ضعیف ببیند چه میشود؟
سایت بخشی از اعتمادسازی است، حتی اگر فروش مستقیم نداشته باشد.
بخش یازدهم: سایت بهعنوان هزینه، نه سرمایه
اگر سایت را هزینه ببینید، بعد از مدتی میخواهید خرجش را کم کنید.
اما اگر آن را سرمایه ببینید، روی رشدش کار میکنید.
سایت میتواند:
ترافیک ارگانیک دائمی ایجاد کند
فروش ۲۴ ساعته بسازد
برند را تثبیت کند
مشتریان جدید جذب کند
اما فقط زمانی که جدی گرفته شود.
بخش دوازدهم: چطور سایت را جدی بگیریم؟
برای اینکه سایت از حالت ویترینی خارج شود، باید:
۱. هدف مشخص تعیین کنید
فروش؟
جمعآوری لید؟
برندسازی؟
۲. برنامه تولید محتوا داشته باشید
محتوا سوخت سایت است.
۳. روی سئو سرمایهگذاری کنید
بدون ورودی، سایت کار نمیکند.
۴. تجربه کاربری را بهبود دهید
سرعت، طراحی، مسیر خرید.
۵. دادهها را تحلیل کنید
اعداد نشان میدهند کجا باید اصلاح کنید.
بخش سیزدهم: مثال واقعی از یک فروشگاه هدیه
فرض کنید یک فروشگاه هدیه آنلاین راهاندازی شده است.
اگر سایت:
فقط چند محصول داشته باشد
توضیحات ضعیف باشد
عکسها معمولی باشد
مقالهای برای جذب مخاطب نداشته باشد
طبیعی است که جدی گرفته نشود.
اما اگر:
برای هر مناسبت صفحه اختصاصی داشته باشد
مقالات راهنمای انتخاب هدیه منتشر کند
بستهبندی حرفهای را نمایش دهد
تجربه مشتریان را نشان دهد
سایت تبدیل میشود به ابزار فروش قدرتمند.
بخش چهاردهم: ارتباط با فروشگاههای هدیه آنلاین
در حوزه فروش هدیه، سایت اهمیت دوچندان دارد.
چرا؟
چون مشتری میخواهد:
قبل از خرید ببیند دقیقاً چه چیزی دریافت میکند
حس لوکس بودن را تجربه کند
اطمینان پیدا کند هدیه خاص و متفاوت است
اگر سایت جدی گرفته نشود، این حس منتقل نمیشود.
بخش پانزدهم: ارتباط با الو کادو
در فروشگاههای تخصصی هدیه مثل الو کادو، سایت فقط یک ویترین ساده نیست؛ بلکه بخش مهمی از تجربه خرید است.
وقتی سایتی بهدرستی مدیریت شود:
محصولات دستهبندی دقیق دارند
برای مناسبتهای مختلف پیشنهاد اختصاصی وجود دارد
تصاویر حرفهای هستند
توضیحات کامل و احساسی نوشته شده
مسیر خرید ساده و روان است
در چنین شرایطی سایت تبدیل به موتور فروش میشود، نه فقط یک صفحه آنلاین.
اگر به دنبال خرید هدیهای خاص، شخصیسازیشده و حرفهای هستید، بازدید از سایت الو کادو میتواند نشان دهد وقتی یک فروشگاه سایتش را جدی بگیرد، تجربه کاربر چقدر متفاوت میشود.